الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )

344

دقائق العلاج ( فارسي )

گرفتار مىآيند اما همين‌كه كسى دچار اين بيمارى شد و نتوانست چاره‌اى براى خود بيانديشد مىميرد يا ديوانه مىشود و دست‌كم ، پير و لاغر مىگردد و اشتهاى خوردن و تمايلات جنسى را از دست مىدهد و عقلش مختل مىشود . اگر در وقت رسيدن ناگهانى اين حالت غذائى كه شخص خورده چيزى مانند شير باشد به پيسى و لكه‌هاى سفيدپوستى مبتلا مىشود و اگر ميوه خورده باشد تاول و اگر عسل و خرما و مانند آنها خورده كورك و دمل و جذام و امثال آن پيدا مىشود و بدترين چيزها در هنگامى كه حالت همّ ( نگرانى ) بطور ناگهانى دست مىدهد ماهى ، انار ، شير ، ترشيها و چربيها است و همه اينها از آن باب است كه نفس از توجه بدان غذاها روگردان مىگردد و آنها در بدن به گردش در مىآيند و پيش از آنكه كيموس كمال بگيرد و مواد از هم جدا شوند فاسد مىگردند اگر در حال پيش آمدن يك ناراحتى انسان مسهل و يا داروى ديگرى خورده باشد و اخلاط در حركت باشند زيان فورى است و چه‌بسا كه باقى مىماند نخستين چيزى كه از همّ زيان مىبيند قلب و پس از آن مغز ، معده و قواى حياتى است پس عاقل بيچاره بدبخت‌ترين مردم دنيا است و دنيا زندان اوست زيرا هرگز از آنچه كه روح او را مىآزارد تهى نيست . اگر عقل بر او غلبه كند همّ او را مىكشد و اگر عشق‌ها بر او چيره شوند شهوتها او را مىكشند . پناه مىبريم به خدا كه دنيا دوزخ عقلا و بهشت نادانها است و ما به آنچه خداوند آن را در قسمت ما قرار داده راضى هستيم و بما عقل و بنادانان مال بخشيده است . درمان اين بيمارى در نزد عقلاء كه سببهاى هم و غم آنها ، نخست نفسانى است و پس از آن كارشان به لغزش طبيعت از راه طبيعى خودش مىكشد ، اين است كه خود را به چيزى كه غم و وحشتى ايجاد نمىكند از قبيل علم هندسه